ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

135

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

وزير كردند و او را گرفتند و زدند و پاى برهنه از خانه‌اش بيرون كشيدند و لباسش را پاره پاره كردند ، و عمامه‌اش را گرفتند و از هم دريدند و انگشتريها از انگشتانش بيرون آوردند و انگشتانش مجروح شد ، در آن موقع جلال الدوله در حمام بود و ترسان و لرزان بيرون آمد و سوار شد تا ببيند چه خبر شده است ، وزير زمين ببوسيد و ماجرا را بازگو كرد ، جلال الدوله گفت : من فرزند بهاء الدوله هستم با من بدتر از اينها كرده‌اند ، سپس هزار دينار از ساسى گرفته آزادش كرد و وزير پنهان شد . بيان انهزام علاء الدوله بن كاكويه از سپاه مسعود بن محمود بن سبكتكين پيش از اين انهزام علاء الدوله ابى جعفر را از رى و رفتن او را از آنجا ياد كرده بوديم همين كه به قلعهء « فردجان » رسيد در آنجا اقامت نمود تا جراحتش بهبود يافت فرهاد بن مرداويج كه به يارى وى آمده بود با او همراه بود ، پس از بهبود علاء الدوله باتفاق يك ديگر به بروجرد رفتند ، تاش فراش سركردهء سپاه خراسان لشكرى بسوى علاء الدوله سوق داد ، و در رأس آن على بن عمران را قرار داد . وى رد علاء الدوله را گرفته دنبال كرد ، همين كه نزديك به بروجرد رسيد ، فرهاد به قلعهء سليموه بالا رفت و ابو جعفر به سابور خواست روانه شد و نزد كردهاى جوزقان فرود آمد سپاه خراسان بروجرد را تصرف كرد . فرهاد با كردهائى كه با على بن عمران همراه بودند باب مراوده و مراسله را بگشود از آنان استمالت و بجلب خاطر آنها كوشيد ، كردها با او همراه شدند و ميخواستند به على بن عمران نارو بزنند ، وى خبر دار شد ، و شبانه با خواص ياران خود سوار شده و رو بهمدان رفت و در ميان راه به دهكده‌اى كه « كسب » ناميده ميشد رسيد . دهكدهء محكمى بود ، در آنجا باستراحت پرداخت ، فرهاد و سپاهيان كرد به او رسيدند و دهكده را محاصره كردند ، تسليم شده و يقين به هلاكت خود نمود ، خداوند بزرگ در آن روز باران و برفى در آن ناحيه نازل كرد ، سپاهيان نتوانستند در آنجا قرار گيرند زيرا كه زبده و بدون چادر و اثاث آمده